تبليغاتX
ثنای علی(علیک السلام) -
سلام
تلفن ما همچنان قطعه و من همچنان دسترسیم به نت محدوده از همه دوستان بابت نامنظم به روز شدنها عذر خواهم.

ادامه مثنوی...

 

يا حضرت مرتضي علي (ع) مستم
يک لحظه شها رها مکن دستم

من در پي آن نگاه جانسوزم
اينگونه گذر کند شب و روزم

اينگونه که جاري است الطافت
ماندم که چه خلوت است اطرافت

اي آنکه تو از هميشه تنهايي
هرگز نبود چنان تو مولايي

اينگونه که مي پراکني گرما
اينگونه که لطف مي کني بر ما

بر قامت خستگان تواني تو
اميد ز پا فتادگاني تو

از کنج خرابه يا علي(ع) آيد
شايد که ز کوچه ها علي(ع) آيد

آقا تو بيا که بي تو بشکستيم
ما بي تو يتيم و بي پدر هستيم

شمشير به فرق عبدود ها زن
آتش به تنور پيرزن ها زن

ما گرچه ز اهل کوفه بيزاريم
اما به مرامشان وفاداريم

ما تشنه عدل مانده ايم آقا
خطي ز شما نخوانده ايم آقا

گشتيم در اين مسير سرگردان
ما را به مسير خويش برگردان

***
اي شير خدا به ما نظر کردي
ما را به خودت حريص تر کردي

دانم که ز کار خويش خرسندي
حقا که ظريفي و هنرمندي

ما را که اسير عقل خود بوديم
بيچاره نموده اي به لبخندي

دانم که تو را خدا فرستاده
تا در دو جهان کني خداوندي

در اين همه کائنات و مخلوقات
هرگز نبود تو را همانندي

ما را غم بي کسي نمي گيرد
تا بين شما و ماست پيوندي

***
من ذکر علي(ع) فقط به لب دارم
با او سر و سرّ نيمه شب دارم

از اوست نفس کشيدنم، از او
هم ديدن و هم شنيدنم از او

او واسطه من و خدا باشد
بر من همه حکم او روا باشد

***
اين من که برابر شما هستم
مانند برادر شما هستم

اين من که چنين قشنگ مي خوانم
بي وقفه و بي درنگ مي خوانم

مومند لغات جمله در مشتم
گرم است به جاي ديگري پشتم

بي دست عنايت علي(ع)  هيچم
چون پيچه به گرد خويش مي پيچم

هر آنچه بود مرا از او باشد
شعر و نفس و صدا از او باشد

يک لحظه اگر نگاه ننمايد
ديگر نفسم برون نمي آيد

اي دوست اگر تو هم گرفتاري
يا در دل خويش غصه اي داري

خورده است بسي گره چو در کارت
کرده است چو مشکلي گرفتارت

يا از بد روزگار دلتنگي
بر دامن مرتضي(ع) بزن چنگي

گر جام دلت ز غم بود لبريز
برخيز و ز دامن علي(ع) آويز

سوگند به آيه آيهَُ قرآن
مولا(ع) بدهد به غصه ات پايان

جان همه جهان به قربانش
باشد همه جهان به فرمانش

نور از نگش به بار مي آيد
لبخند زند بهار مي آيد

آب همه رودها غزلخوانش
خورشيد شراره اي ز چشمانش

هر ذره به کائنات در بندش
عالم همگي خراب لبخندش

بوده است ز شيعيانش ابراهيم(ع)
ما شکر گزار لطف اللهيم

منت به سر تماممان بنهاد
_شکرش نتوان_ به ما علي(ع) را داد

صد حمد و سپاس و شکر بي پايان
لله ولينا هو المنان

یا علی(َع)

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 9:26  توسط محمد امین تاجور  |