|
ابیاتی چند از یک مثنوی بلند(علی(ع) نامه):
...می شنوم از لب بیت الحرام کعبه گواه است تو شاهد بگیر عید غدیر است بنوشان ز خم دین تو کامل نشود بی علی(ع) دست علی(ع) خورده گره با رسول شمع حیات تو که خاموش شد بال و پرت دشنه به مولا(ع) زدند آه که آن بخاْ بخاْ چه شد؟ شادی شان آه برای چه بود؟ گفته بدی هر که ورا سروری بعد دعا کرده و گفتی چنین: بهر محبان علی(ع) دوست باش ...می شنوم از لب بیت الحرام ناد علی(ع) خواندم و مجنون شدم این منم و عشق و تبم یا علی(ع) او که علی(ع) باشد و ذکرش خدا خانه ما بوی علی(ع) می دهد گرمی این زندگی ام کار اوست بی ادبی دم نزدن از علی(ع) است ما همه دنبال شما بوده ایم آنچه تو خواهی همه آن است و بس نور تو و گم شدگان بی شمار گرچه گهی راست و کج می شوم
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 0:57  توسط محمد امین تاجور
|
|
|