تبليغاتX
ثنای علی(علیک السلام) -
یه غزل قدیمی از خودم:

داریم ز هر چه غیر رویت اکراه
هر راه به جز ره تو باشد بیراه

زان روز که خلقت جهان کامل شد
گشتیم همه فقط تو را خاطرخواه

خورشید خجالت زده رویت شد
فردای تولد تو کامل شد ماه

من در پی ناله های تو می گردم
این بادیه وسیع را چاه به چاه

ما با تو نداریم ز دشمن باکی
لا حول و لا قوة الا بالله

سر بر در خانه تو بگذاشته ام
تا پا بگذاری سر چشمم ای شاه

ما شیعه شدیم از همان روزی که
فرمود پیمبر:...فعلیُ مولاه...

چیزی ز وجودمان نماند بر جای
گر یک سر سوزن از تو گردیم آگاه

آقا تو کجا و ما کجا؟! استغفار!
گر شعر سروده ام برایت گه گاه

تا باب بهشت را به ما بگشایند
بر ما ز سر لطف بیانداز نگاه

"هر کس به کسی نازد و ما هم به شما"
هر کس برود به راهی و ما این راه

ما را بطلب به زیر ایوان نجف
ما را به حریم خلوت خویش بخواه

از اول عمر مونسم بودی تو
تا آخر عمر هم تو ان شاء الله...

یا علی مدد

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 13:24  توسط محمد امین تاجور  |