|
کس را چه زور زهره که وصف علي کند جبار در مناقب او گفت هل اتي زور آزماي قلعه خيبر که دست او بر کند در ز قلعه بياري لا فتي شير خدا و صفدر ميدان و بحر جود جان بخش در نماز و جهان سوز در وغا ديباچه مروت و ديوان معرفت لشکر کش فتوت و سردار اتقيا فردا که هر کسي بشفيعي زند دست مائيم و دامن معصوم مرتضي
ز عهدهء که برآيد بجز خدای علی نگر به چشم بصيرت که جمله موجودات نبود لطف و صفايی به بوستان وجود چو بلبلان چمن نغمه سر دهند به باغ به نحوه ای که سزاوار طاعت است خدا هر آنچه داشت علی داد از برای خدا سزد که سايه به خورشيد محشر اندازد اگر رضای خدا را طلب کنی هشدار رسانده ای به يقين دست خود به حبل الله برای گفتن مدحش زيان گويايی شاعر:ناشناس
+ نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 22:32  توسط محمد امین تاجور
|
|
|