تبليغاتX
ثنای علی(علیک السلام) - ابرمرد!...
یه غزل از خودم:

یک خمره پر زباده دردم
در ظل نگاه یک ابرمردم

مولا(ع) اگرم اجازه فرماید
بر دامن کبریائیش گردم

شادم که شود جهنم آتش
از حب علی(ع) سلامت و سردم

چندی است به ساز دوست می رقصم
چندی است به گرد دوست می گردم

می آیم و از کرانه مولا(ع)
جز عشق برایتان نیاوردم

***

ای قوم دگر به من نیاندیشید
من آن من قبل را رها کردم

هیهات که در رهی دگر آیم
هیهات که از علی(ع) جدا گردم

عادت بکنید بر سر سبز و
بر سرخ زبانی و رخ زردم

***

مولا! مددی در این خراب آباد!
مولا! مددی که سخت می دردم

ایکاش رسم به نقطه اوجی
کز بازدمم علی(ع) چکد هر دم

منعم نکنی دمی ز چشمانت
شاید نکنی نگاه برگردم...

یا علی مدد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 14:0  توسط محمد امین تاجور  |