تبليغاتX
ثنای علی(علیک السلام) - چند رباعی

ميدان بلاغت است ديوان علي

کس چون بنهد قدم به ميدان علي

هر نکته که بوي عشق مي آيد از آن

يا زان محمد است يا زان علي

***

خواهم نظري که جز خدا نشناسد

جز دست خدا گره گشا نشناسد

جز عشق علي و يازده فرزندش

راهي به ديار آشنا نشناسد

***

اي دل به علي نگر خدا را بشناس

وز روي علي رمز ولا را بشناس

خواهي که مقام عشق را بشناسي

برخيز و علي مرتضي را بشناس

***

گفتم ز چه کعبه را به عالم شرف است

وان خانه مطاف اهل دل صف به صف است

گفتا که گهر مايه ي ارج صدف است

اين عاصمه زادگاه مير نجف است

***

اي آمده در کعبه ز مادر به وجود

وي رفته به مسجد ز جهان وقت سجود

از آمدن و رفتن تو دانستم

سرمايه ي زندگي قيام است و ُقعود

***

تا بر لب خويش نام حيدر داريم

کي بيم ز دشمن ستمگر داريم

از مهر علي و يازده فرزندش

ما، گِردِ ديار خويش سنگر داريم

***

با ياد علي به موج آتش زده ايم

از نجد زبانه تا مراکش زده ايم

در مکتب او چو قامت افراخته ايم

سيلي به حراميان سرکش زده ايم

***

اي تيغ کجت قبله نماي دل ما

سرپنجه ي تو گره گشاي دل ما

تو شير حقي، دست حقي، مرد حقي

اي نام بلندت آشناي دل ما

***

با نام علي به پهنه رو آورديم

بر خصم شکستِ سو بسو آورديم

هر چند که قطره قطره خون بخشيديم

صهباي ظفر سبو سبو آورديم

 

استاد حمید سبزواری

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 9:21  توسط محمد امین تاجور  |