ثنای علی(علیک السلام)

خداوند یک علی_علیک السلام _ داشت که آن هم الحمدلله امام ما شد.

در مدح علی(ع)

شاعر این شعر زیبا را هم نمی دانم کیست...
اجرش با مولا(ع)!

فقط یک نکته و آن اینکه این شعر به مناسبت میلاد پر برکت مولاست ولی زیبایی و لطفش آنقدر هست که هر چند زمانش گذشته آن را اینجا بگذارم...

ای دل بيا مناقبی از اصفيا بخوان .............. يک شمه ای ز تاج سر اوليا بخوان

با خاکيان ، کواکبيان ، آسمانيان ............... يک دم حديث کنت مع الانبيا بخوان

از مظهرالعجائب عالم نمی بدان ............. وز مظهرالغرائب حق کيميا بخوان

در مصحف خدا لقبش هل اتی ببين ................ واندر زبور نام ورا ايليا بخوان

سرمايه ولای علی را به جان بخر ................. خود را فراتر از همه اغنيا بخوان

خاک در سراچهء قنبر غلام او .................. بر ديدگان خويش چنان توتيا بخوان

                نيت علی است ، حلقه علی ، ذکر ما علی است

              برتر علی است ، خواجه علی ، ذوالعلی علی است

قفلی که بی کليد بود وا نمی شود .............. بيت خدا بغير خدا جا نمی شود

خانه بغير صاحب خود ره نمی دهد ............ کعبه بدون نام علی وا نمی شود

ديوار هم برای علی باز می شود ............. کاری که بهر هيچ کس امضاء نمی شود

تنها ميان بيت خدا آشنا بود ................... اين خانه غير خوبش پذيرا نمی شود

بنت اسد نه، ام اسد ، راه وا کنيد ............. جز ماده شير مادر مولا نمی شود

             خلقت علی است ، قبله علی ، عشق ما علی است

                     فرياد کعبه هم به خدا ذکر يا علی است

مادر به زادگاه علی خيره مانده است ..... کعبه به پيشگاه علی خيره مانده است

اطراف بيت، گرد حرم، دور تا به دور ........ يک امتی به راه علی خيره مانده است

ناگه خبر رسيد که هجران به سر رسيد ...... عالم از اين پگاه علی خيره مانده است

آمد برون ز کعبه خداوند نوريان ........... مادر به روی ماه علی خيره مانده است

لبخند آشنا به پيمبر نشاط داد ............. احمد از اين نگاه علی خيره مانده است

حجاج اگر هنوز طواف حرم کنند ......... خلقت به زادگاه علی خيره مانده است

               جنت علی است ، کوثر علی ، مصطفی علی است

                      ذکر نبی و فاطمه يا مرتضی علی است

تبريک ای خلايق سرمد علی رسيد .......... خيزيد ای سپاه محمد علی رسيد

خيزيد ای گروه رسولان به پای عشق ........ بر انبياء مبصر و ارشد علی رسيد

گيرم گواه آيهء پاگ مباهله ................ جان جهان و هستی احمد علی رسيد

بر طاق عرش بر در جنت به آسمان ......... بنوشته با خطوط زبرجد علی رسيد

سر عباد، رکن بلاد، آيه رشاد .............. مقصود را تجسم مقصد علی رسيد

               عزت علی است ، شوکت علی ، جانفزا علی است

             فرقان علی است ، طارق علی ، والضحی علی است

عشقش بود شراره ولی حر نار نيست ......... مهرش بود هماره غمی گه گدار نيست

نامش اگر علی است ز اعلی گرفته است .... منشق ز حی و دور ز پروردگار نيست

دست خدا، جمال خدا، ديدهء خداست ...... پس کيست آن نگار اگر کردگار نيست

ما چون مسافريم و علی ساربان عشق ..... ديگر غم و فراز و نشيب و حصار نيست

آن مجمعی که ذکر علی نيست زينتش ...... دارای هيچ منزلت و افتخار نيست

پيداست از رخی که ندارد غم علی .......... هر چند آدمی است ولی مايه دار نيست

                    زينت علی است ، منجی علی ، مه لقا علی است

                    يعسوب علی است ، قائد علی ، مقتدا علی است

سرمايه ولايت مولاست هستی ام ......... جام می ولای علی داده مستی ام

پيمانهء محبت او جرعه جرعه نيست ........ درياست باده ای که کند مست مستی ام

هيئت بهانه نيست که ميخانهء دل است ........ محکم کند به ميکده عهد الستی ام

با خصم او به غير برائت نمی شود ...... بيعت به دشمنش نکند پاک دستی ام

ما خلق برتريم که با مهر حيدريم ........ اين است رمز و راز سويدای هستی ام

دست مرا بگير علی جان هزار جای .... کز سوی توست نعمت يکتا پرستی ام

                عصمت علی است ، پاکی علی ، با صفا علی است

                    کعبه علی است ، مکه علی و منا علی است

 

******************

ای که پايان تو پيدا بود از آغاز هم ......... از تو خواهم گفت ای تکرار زيبا باز هم

ذوالفقار غيرت و عزمت اگر لب وا کند ..... باز می ماند عصای موسی از اعجاز هم

ای همه ايجاز و اعجاز و شگفتی پيش تو ..... شاعران اطناب می بافند در ايجاز تو

در مديح تو نه من امروز الکن مانده ام ....... لکنتی دارد زبان خواجه شيراز هم

در مديحت گرچه بسياران فراوانگفته اند ..... از تو خواهم گفت ای تکرار زيبا باز هم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 9:1  توسط محمد امین تاجور  |