|
سلام
یک ترجیع بند قدیمی تقدیم می کنم: علی(ع) مولای ما و شاه دین است "تمام لذت عمرم همین است به دنبال علی(ع) افتاده ام من "تمام لذت عمرم همین است که جز حب علی(ع) راهی نپویم و جز ذکر علی(ع) چیزی نگویم و این است آنچه باشد در گلویم: "تمام لذت عمرم همین است بگویم با علی(ع) هر مشکلم را "تمام لذت عمرم همین است که من قائم به او باشد وجودم به هر شعری به نام او سرودم همین یک نکته را هی می گشودم: "تمام لذت عمرم همین است خدا آب محبت را بیفزود که نوح و موسی و عیسی و داوود وحتی خضر را دیدم که فرمود: "تمام لذت عمرم همین است چو در این آسمان قدری پریدم "تمام لذت عمرم همین است یا علی(ع)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 9:59  توسط محمد امین تاجور
|
یک غزل قدیمی
ما که ایم؟اول تویی آخر تویی بای بسم الله یعنی ابتدا تاکها هم از تو مستی مس کنند ساقی کوثر فقط نام شماست که قسیم النار و الجنه بود؟ دلخوشی ما فقط حب شماست راس دین ما ولایت هست و هیچ... علی(ع) مدد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 8:28  توسط محمد امین تاجور
|
یکی از دوستان ـ آقای عاشوری ـ در کامنتی که در پست قبلی گذاشته اند به نقد فضای این وبلاگ و شخص من!!! پرداخته اند.
گفتم خوب است جوابی را که برای ایشان در وبلاگشان گذاشتم اینجا بگذارم تا همه بخوانند.دوستان ابتدا صحبتهای ایشان را در بخش نظرات پست قبلی بخوانند و بعد این متن را! ما را مردمی که نیمی از حقیقت را می دانند بد بخت کرده اند! 2)فرموده اید من اگر دین دارم مال خودم است و...
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 13:7  توسط محمد امین تاجور
|
سلام و عیدتون مبارک!
معذورم از اینکه تو این چند وقته به دلایلی ـ فوت پدربزرگم،اومدن خانواده همسرم به مشهد،رفتنم به شهرستان و...ـ نتونستم به روز کنم.امیدوارم سالی مملو از محبت و عنایت مولا(ع) داشته باشید. ابیاتی چند از یک منظومه بلند ـ البته سروده چند وقت قبله ـ هر جا ز علی(ع) مدد گرفتیم هرجا پی غیر او پریدیم هر جا به علی(ع) امید بستیم هر جا که امیدمان جز او بود هر جا که علی(ع) نگاهمان کرد مخفی خود از آن نگاه کردیم هر جا ز علی(ع) سوال کردیم هر جا که علی(ع) جوابمان داد هر جا که علی(ع) به ما نظر کرد ما لیک ورا رها نکردیم هر جا ز علی(ع) طلب نمودیم فی الجمله علی جوابمان داد ما چون به علی(ع) امیدواریم هرکس به علی(ع) امیدوار است هر کس پی جز علی(ع) قدم زد ما عبد ولایت علی(ع) ایم ما ریزه خوران خان اوییم جز آنچه علی(ع) دهد نپوشیم پرداخته خرج خانه مان را *** یا من هو باب حکمة الله من در پی کار خویش بودم از دوست به من عنایتی شد یک چله به دل پناه بردم در کنج دلم نشستم آرام کَندم ز علائق زمینی بر ذره نظر فکند خورشید با آن کلمات خو نمودم *** یا من هو ذکره عباده من در پی کار خویش بودم از هرچه بُدم جدام کردی با جاذبه ای فزون رسیدی آنگاه کشاندی ام به سویی در این ره گنگ و پیچ در پیچ من رفت و تو آمدی به جایش خامش کن و آتشم بزن باز ای آنکه کرامت عادت توست جانم ز عطش شده است لبریز در وصف تو گفت ایزد پاک باقی اش بماند برای زمان دیگری... یا علی مدد
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 14:27  توسط محمد امین تاجور
|
|
|