|
این شعر از خودم نیست از "مسافر کربلا" نامی است که در وبلاگ عزیزی -ناصر آسیابانی- به عنوان کامنت گذاشته بود.به دلم نشست گفتم با اجازه بذارم تو وبلاگ:
کعبه صدف شد به سعادت رسید در دل آن مهر کرامت رسید تا که نهان گشت به شب ،ماه او از غم آن همسفرراه او
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 11:35  توسط محمد امین تاجور
|
سلام بر حضرت مولا(ع) و تمام دوستان ایشان
این دو بیت رو چند روز پیش نوشتم تقدیم به حضرت مولا(ع): در باور ما علی(ع) خدا نیست ولی... مصداق وجودی خدا کیست؟علی(ع)! در باور ما علی(ع) امام است آری اسلام نبی به او تمام است آری... یا حق! (در ضمن من سبزواری هستم نه مشهدی!)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 12:42  توسط محمد امین تاجور
|
سلام
تلفن ما همچنان قطعه و من همچنان دسترسیم به نت محدوده از همه دوستان بابت نامنظم به روز شدنها عذر خواهم. ادامه مثنوی...
يا حضرت مرتضي علي (ع) مستم یا علی(َع)
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 9:26  توسط محمد امین تاجور
|
یا علی...
با سلام خدمت دوستان و عذر خواهی اول از حضرت مولا(ع) و دوم از محبین ایشان تلفن منزل ما چند وقتی است که قطع شده و من امکان اتصال به نت را ندارم. حالا هم از یه کافی نت روبروی حرم دارم به روز می کنم. راستی تا یادم نرفته به دوستایی که ساکن مشهدن اطلاع بدم که جلسه این ماه "ذکر علی(ع)" همین شنبه ساعت ۷ شب در منزل ما منعقده.هر کس می تونه بیاد. یه مثنوی جدید: یک شیعه حضرت علی(ع) باید از غیر علی اگر بپرهیزی جز او همه چیز رنگ می بازد هر دل نظر علی بر آن افتد با عشق علی خوشا خطر کردن ای آنکه به عشق دوست اینجایی گرمای نگاههای خورشیدش اینگونه که آتش است و می سوزم من گرم نگاههای مولایم با عشق علی(ع) شدم در او فانی حالم شده آنچنان که بی مولا(ع) من دست علی(ع) بود به همراهم کردی تو مرا اسیر او یا هو! پر کرده ای از علی(ع) تو جانم را این بنده بود که خلقتش کردی در گفتن از علی(ع) چنان شادم در گفتن از علی(ع) چنان مستم گر در نظرم نمی شود حاضر ... این شعر رو شنبه شب در جلسه خواهم خوند و بعد بقیه اش رو تایپ می کنم فعلا همینقدر باشه واسه اهل حالش... یا علی(ع) مدد
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 20:21  توسط محمد امین تاجور
|
|
|