تبليغاتX
ثنای علی(علیک السلام)
سلام اینم قدیمیه:

مومنین را امیر یا مولا!
دست من را بگیر یا مولا!

سربلند از تو ام و دیگر هیچ
بی تو هستم حقیر یا مولا!

از تو دارم حیات و می میرم
گر بگویی بمیر یا مولا!

دوست دارم که تا ابد باشم
در کمندت اسیر یا مولا!

روز محشر به حکم حب شما
نیستم سر به زیر یا مولا!

فقط از نام توست گر گشته است
سخنم دلپذیر یا مولا!

کاش از جان من برون آید
وقت مرگم نفیر ِ یا مولا!

دست خود بر مدار از پشتم
در تمام مسیر  یا مولا!

لطف خود را ببار بر این دل
دل همچون کویر یا مولا!

گرچه بشکسته ایم پشتت را
به دل از ما نگیر! یا مولا!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 0:4  توسط محمد امین تاجور  | 
ابیاتی چند از یک مثنوی بلند(علی(ع) نامه):

...می شنوم از لب بیت الحرام
هرنفس آوای علیٌ(ع) امام

کعبه گواه است تو شاهد بگیر
شاهد پیشامد عید غدیر

عید غدیر است بنوشان ز خم
آیه "اکملت لکم دینکم"

دین تو کامل نشود بی علی(ع)
کفر تو باطل نشود بی علی(ع)

دست علی(ع) خورده گره با رسول
آه شهادت تو بده یا رسول!

شمع حیات تو که خاموش شد
حق علی(ع) نیز فراموش شد

بال و پرت دشنه به مولا(ع) زدند
اول میدان عمل جا زدند

آه که آن بخاْ بخاْ چه شد؟
کف زدن و هلهله کردن چه شد؟

شادی شان آه برای چه بود؟
در دلشان شوق ولای که بود؟

گفته بدی هر که ورا سروری
سرور او هست از این پس علی(ع)

بعد دعا کرده و گفتی چنین:
ای تو خداوند زمان و زمین

بهر محبان علی(ع) دوست باش
دشمن هر شخص که بر اوست باش!...

...می شنوم از لب بیت الحرام
هر نفس آوای علیٌ(ع) امام

ناد علی(ع) خواندم و مجنون شدم
نام علی(ع) آمد و مفتون شدم

این منم و عشق و تبم یا علی(ع)
این من و هر روز و شبم یا علی(ع)

او که علی(ع) باشد و ذکرش خدا
این منم و ذکر لبم یا علی(ع)

خانه ما بوی علی(ع) می دهد
ذکر لب ام و ابم یا علی(ع)

گرمی این زندگی ام کار اوست
شادی و شور و طربم یا علی(ع)

بی ادبی دم نزدن از علی(ع) است
اوج کمال و ادبم یا علی(ع)

ما همه دنبال شما بوده ایم
جمله اصل و نسبم یا علی(ع)!

آنچه تو خواهی همه آن است و بس
کنیه و نام و لقبم یا علی(ع)!

نور تو و گم شدگان بی شمار
در عجبم در عجبم یا علی(ع)!

گرچه گهی راست و کج می شوم
راه تو را می طلبم یا علی(ع)!...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 0:57  توسط محمد امین تاجور  | 
با سلام و تبریک عید الله الاکبر عید اکمال دین بزرگترین عید شیعه عید غدیر و عذر خواهی از غیبتم
 
چه جانماز پي اعتکاف بردارد

چه ذوالفقار به عزم مصاف بردارد

علي حقيقت روز است و هيچ جايز نيست

که در مقابل شب انعطاف بردارد

دو سوي اين کره هر يک قلمروي دارند

نشد جدائيشان ائتلاف بردارد

شبيه خواب سحر سطحي است و زود گذر

کسي که دست از اين اختلاف بردارد

اگر که حرمت مولا نبود ممکن بود

خدا ز خلق خود امر طواف بردارد
 
دوباره مثل علي زاده مي شود اما

اگر دو مرتبه کعبه شکاف بردارد

شاعر  :  عليرضا دهقانيان
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 0:23  توسط محمد امین تاجور  | 
اسدالله الغالب! علی ابن ابی طالب(ع)!
ما بنده تویی صاحب
! علی ابن ابی طالب(ع)

هم باطن و هم ظاهر هم اول و هم آخر
هم حاضر و هم غائب
علی ابن ابی طالب(ع)!

ما از گل تو هستیم از باده تو مستیم
در معبد تو راهب
علی ابن ابی طالب(ع)!

از روز ازل جانا در بند تو بودن را
کردیم به خود واجب
علی ابن ابی طالب(ع)!

در اوج عبادتها هستیم شها تنها
لبخند تو را طالب
  علی ابن ابی طالب(ع)!

عالم ز تو مملو است بی نور تو در دنیا
چیزی نبود جالب
علی ابن ابی طالب(ع)!

مجذوب خدایی تو جذاب خداجویان
بر اهل دلان جاذب
علی ابن ابی طالب(ع)!

در ظل خداوندی بی مثلی و مانندی
بر هر دو جهان غالب
علی ابن ابی طالب(ع)!

با شوق ملاقاتت بر لحظه جان کندن
هستیم بسی راغب
علی ابن ابی طالب(ع)!

 علی ابن ابی طالب(ع)!
                   علی ابن ابی طالب(ع)!
                                       علی ابن ابی طالب(ع)!...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 22:58  توسط محمد امین تاجور  | 
یه غزل قدیمی از خودم:

داریم ز هر چه غیر رویت اکراه
هر راه به جز ره تو باشد بیراه

زان روز که خلقت جهان کامل شد
گشتیم همه فقط تو را خاطرخواه

خورشید خجالت زده رویت شد
فردای تولد تو کامل شد ماه

من در پی ناله های تو می گردم
این بادیه وسیع را چاه به چاه

ما با تو نداریم ز دشمن باکی
لا حول و لا قوة الا بالله

سر بر در خانه تو بگذاشته ام
تا پا بگذاری سر چشمم ای شاه

ما شیعه شدیم از همان روزی که
فرمود پیمبر:...فعلیُ مولاه...

چیزی ز وجودمان نماند بر جای
گر یک سر سوزن از تو گردیم آگاه

آقا تو کجا و ما کجا؟! استغفار!
گر شعر سروده ام برایت گه گاه

تا باب بهشت را به ما بگشایند
بر ما ز سر لطف بیانداز نگاه

"هر کس به کسی نازد و ما هم به شما"
هر کس برود به راهی و ما این راه

ما را بطلب به زیر ایوان نجف
ما را به حریم خلوت خویش بخواه

از اول عمر مونسم بودی تو
تا آخر عمر هم تو ان شاء الله...

یا علی مدد

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 13:24  توسط محمد امین تاجور  | 

کس را چه زور زهره که وصف  علي کند

جبار در مناقب او گفت هل اتي

 

زور آزماي قلعه خيبر که دست او

بر کند در ز قلعه بياري لا فتي

 

شير خدا و صفدر ميدان و بحر جود

جان  بخش در نماز و جهان سوز در وغا

 

ديباچه مروت و ديوان معرفت

لشکر کش فتوت و سردار اتقيا

 

فردا که هر کسي بشفيعي زند دست

مائيم و دامن معصوم مرتضي

 

سعدی

===================================

ز عهدهء که برآيد بجز خدای علی
 که گويد آنچه بود در خور ثنای علی

نگر به چشم بصيرت که جمله موجودات 
 نشسته اند سر سفره عطای علی

نبود لطف و صفايی به بوستان وجود 
نگشته بود اگر جلوه گر صفای علی

چو بلبلان چمن نغمه سر دهند به باغ
رسد به گوش زهر پرده ای نوای علی

به نحوه ای که سزاوار طاعت است خدا
نکرده است کسی طاعتش سوای علی

هر آنچه داشت علی داد از برای خدا
هر آنچه هست خدا را بود برای علی

سزد که سايه به خورشيد محشر اندازد
به هر سری که فتد سايه هوای علی

اگر رضای خدا را طلب کنی هشدار
رضای حق نبود جز که در رضای علی

رسانده ای به يقين دست خود به حبل الله
به چنگ آری اگر دامن ولای علی

برای گفتن مدحش زيان گويايی
هميشه می طلبد بنده از خدای علی

شاعر:ناشناس 

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 22:32  توسط محمد امین تاجور  |