تبليغاتX
ثنای علی(علیک السلام)
اين دو تا مطلب رو آقا حجت نراقي(دامت بركاته) فرستادن با تشكر از ايشون تقديم خواننده ها مي كنم:

- " نزد حقيقت و تاريخ يکسان است او را بشناسي يا نشناسي.
تاريخ و حقيقت گواهي مي دهند که او وجدان بيدار و قهار، شهيد نامي، پدر و بزرگ شهيدان، علي بن ابي طالب، صوت عدالت انساني، شخصيت جاويد شرق است!
اي جهان چه مي شد اگر هر چه قدرت و قوه داري به کار مي بردي و در هر زمان عليي با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش و با آن ذوالفقارش به عالم مي بخشيدي؟!"
"جرج جرداق"


- " علي بن ابي طالب از اين دنيا چشم فرو بست، مانند آن پيامبران که به قومي مبعوث مي شدند و آن قوم شايستگي آن پيامبران را نداشتند، و در جوامعي زندگي مي کردند که جوامع آنان نبوده است..."
"جبران خليل جبران"

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 22:28  توسط محمد امین تاجور  | 
 
روزي شخصي از << ابن ابي يعلي قاضي >> از اهل كوفه، سوال كرد:
مقداري از فضائل معاويه بن ابي سفيان (كه لعنت خدا بر او باد) را بگو.
او در پاسخ گفت: از فضائل معاويه اينكه: پدرش ابوسفيان با پيامبر (صلي الله عليه و آله) جنگيد، و خودش با وصي پيامبر (يعني علي (عليه السلام)) جنگيد و مادرش هند، جگر عموي پيامبر (حضرت حمزه) را به دهان كشيد تا بخورد و پسرش (يزيد ملعون) سر مقدس امام حسين(عليه السلام) را بريد، چه فضيلتي از اين بالاتر مي خواهي؟!
حكيم سنائي اين حكايت را به شعر در آورده گويد:
داســتان پسر هـنـد مـگـر نـشـنيـدي
كه از اووسه كس او به پيامبر چه رسيد؟
پدر او، دُر دنـدان پيـمــبـر بشكسـت
مادر او جـگــر عـم پيـامبــر بمـكيـد
خودبنا حق، حق دامـاد پيامبر بگرفت
پسـر او سـر فـرزند پيـمبـر بـبــريـد
بر چنين قوم تو لعنت نكني شرمت باد
لـعـن اللّه يزيـداً و عـلــي آل يـزيـد
 
به نقل از وبلاك امام علي(ع)
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 15:20  توسط محمد امین تاجور  | 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 23:10  توسط محمد امین تاجور  | 
در دوران که طلبه ي جواني بودم روزي در يکي از حجره ها با دوستان جمع شده بوديم و در مورد مسائل مختلف گفتگو ميکرديم . يکي از دوستان مسئله اي طرح کرد که همه با هيجان و حرارتي خاص سعي ميکردند به آن جواب بدهند. سوال اين بود :
اگر شما را مخير کنند داخل يکي از دو اتاقي شويد که داخل يکي حضرت علي عليه السلام و در داخل ديگري حوريه اي بهشتي است انتخاب کنيد. شما داخل کدام اتاق خواهيد رفت؟

يکي گفت که چون همه ي شيعيان در روز رستاخيز از دست حضرت آب کوثر خواهد نوشيد پس ديدار با حضرت در آينده ممکن است پس من به طرف اتاق حوريه مي روم و ديدار با حضرت را به روز پسين ميگذارم.
بعد از کلام او همه به شوخي و تفريح در حاشيه حرف او حرف زدند. در حالي که ديگران به شوخي و خنده مشغول بودند من به اين مسئله خيلي فکر کردم و وقتي نوبت به من رسيد. سرم رو بلند کردم و باجديت تمام گفتم من ديدار حضرت را با ديدار هيچ حوريه اي عوض نخواهم کرد و بعد ساکت شدم ديگران دوباره مثل قبل مشغول به تفريح و شوخي شدند. من بعد از اين که ساکت شدم شور عجيبي در دلم افتاد اصلاً نمي توانستم آن جمع را تحمل کنم اين دلشوره عجيب باعث شد که به دنبال محل خلوتي بگردم مجلس دوستان را ترک کردم و به حجره ي خودم رفتم
در را که باز کردم جمال نوراني مولايم علي عليه السلام را ديدم که در جلوي من ايستاده و آغوش گشاده تا مرا در بغل بگيرد ...

دوباره رفتم به حجره اي که ديگران هنوز در آن مشغول مزاح بودند شدم و با صداي بلند گفتم

من به آنچه گفتم رسيدم
شما چي به آن حوريه رسيديد؟
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 23:8  توسط محمد امین تاجور  | 

شناخت علي - ذهنيت - است

                                  و حب علي - احساس-

                                       اما تشيع علي - عمل – است


                                                                                                  دكتر شريعتي


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 9:30  توسط محمد امین تاجور  | 

مرا در تن بود تا جان علي گويم علي جويم
بجنبد تا رگم در جان علي گويم علي جويم

ز پيدا و ز پنهانم همين يك حرف را دانم
كه در پيدا و در پنهان علي گويم علي جويم

اگر اهل خراباتم وگر شيخ مناجاتم
به هر آئين ، به هر دستان علي گويم علي جويم

علي دين است و ايمانم ،علي درد است و درمانم
چه با درد و چه با درمان علي گويم علي جويم

علي حلال مشكل ها ،علي آرامش دلها
كند تا مشكلم آسان علي گويم علي جويم

اگر در خانقه افتم وگر در ميكده خفتم
به هر معموره و ويران علي گويم علي جويم

ز مهر او سرشت من ، جمال او بهشت من
هم اندر روضه ي رضوان علي گويم علي جويم

علي باب الله عرفان ،علي سرالله سبحان
به نور دانش و عرفان علي گويم علي جويم

اگر درويش و مسكينم وگر ديندار و بي دينم
چه با كفر و چه با ايمان علي گويم علي جويم

اگر تسبيح مي گويم وگر زنار مي جويم
به هر اسم و به هر عنوان علي گويم علي جويم

ز سوره سوره ي قرآن ، ز ياسين و ز الرحمان
به هر آيه ز هر تبيان علي گويم علي جويم

اگر از وصل خوشحالم وگر از هجر نالانم
چه با وصل و چه با هجران علي گويم علي جويم

به محشر چون برآرم سر ، به نزد خالق اكبر
به گاه پرسش و ميزان علي گويم علي جويم

شاعر : موافق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 20:56  توسط محمد امین تاجور  |