تبليغاتX
ثنای علی(علیک السلام)

هو الحق حق هو الهو هو الا ای آنکه آن سویی
چه سیمای خوشی به به! چه چشمی و چه ابرویی!

"علی حبه جنه قسیم النار و الجنه"
ارم از حب او رنگی گرفت و عدن از او بویی

بیامد "لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالـ..."
چه پیکاری! چه ایثاری ! چه دستی و چه بازویی!...

هو الاول هو الآخر هو الباطن هو الظاهر
علی ای عروه الوثقی! برای من بکش "هو"یی!

"چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را"
تو صیاد و دلم آهو ٬چه صیادی! چه آهویی!

"الا یا ایهاالساقی! بنوشانم می باقی!"
که من بی خویش می آیم به هر جایی که می گویی

نگاهی کردی و آتش زدی خاکسترم کردی
نمی دانم چه می گردد اگر بنماییم رویی

"خرابم کن و آبادم! فنایم کن و ایجادم!"
برقصانم! بچرخانم! به پیچ و تاب گیسویی!...

[]

میان خیل بی دردان ز بهر دوست می گشتم
صدایی گفت: در اینجا نیابی آنچه می جویی

از آن دنیا برون گشتم خریدار جنون گشتم
تویی آنی که می جویم به هر برزن و هر کویی

...خودت هم خوب می دانی که می خوانی و می رانی
ز تو ناز و ز من خواهش به هر شکلی ز هر سویی...

 

یا علی

==============================================

۱ ) مصراع از حافظ:

چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را
که کس آهوی وحشی را از این خوش تر نمی گیرد

۲)همان

۳)برداشتی از استاد قزوه:

خرابم کن که آبادم کنی باز
فنایم کن که ایجادم کنی باز

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 5:54  توسط محمد امین تاجور  |